پیچ شش گوش پرمصرف ترین بخش صنعت پیچ و مهره که در کلیه صنایع کاریرد دارند انواع پیچهای شش گوش از قبیل :
استنلس استیل فولادی اهنی در اندازهای mm6 الی mm56 و ¼ الی (unc-unf) 2” تولید و تامین میشود و با استاندارد های بین المللی ASA-NMG-DIN-ISO قابل ارائه هستند.
در گرید های  12.9-10.9-8.8-5.8-5.6 باتوجه به نیاز مشتری قابل ارائه هستند  ودر سایز های طولانی از یک سانت به بالا و دنده های استاندارد میلیمتر المان دنده ریز ژاپون و امریکا اینچی تمام دنده و نیم دنده …

یک روز صبح، پیچ شش گوش و درباریانش برای شکار بیرون رفتند، همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید. آن روز با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. پیچ شش گوش مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند. بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود پیچ شش گوش از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه رگه ی آبی دید که از روی سنگی جاری بود. پیچ شش گوش شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام از دست او بیرون انداخت.

پیچ شش گوش خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پر کرد. اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت پیچ شش گوش حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند. این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. پیچ شش گوش با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت. ولی دیگر جریان آب خشک شده بود. پیچد شش گوش که مصم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برگه ی آب کوچکی است و وسط آن ، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود. خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت، دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند: یک دوست، حتی وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست. و بر بال دیگرش نوشتند: هر عمل از روی خشم ، محکوم به شکست است.

بی ریاترین بیان عشق به پیچ و مهره ها در مقابل ببر وحشی

نهایت عشق! یک روز انکرابولت پیچ و مهره های که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ برخی از پیچ و مهره گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی « دادن گل و هدیه» و « حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند « با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند. در آن بین ، پیچ برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز پیچ و مهره جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.

آنان وقتی به بالای تپه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک انکرا بولت ، جلوی پیچ و مهره ایستاده و به آنان خیره شده بود. مهره، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت پیچ و مهره پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. انکرا بولت ، آرام به طرف آنان حرکت کرد.

همان لحظه ، مهره زیست شناس فریاد مهره فرار کرد و پیچ را تنها گذاشت. بلافاصله انکرا بولت به سمت مهره دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مهره جوان به گوش پیچ رسید. انکرا بولت رفت و پیچ زنده ماند. داستان به اینجا که رسید پیچ و مهره شروع کردند به محکوم کردن آن مهره . راوی اما پرسید: آیا می ایند آن مهره در لحظه هیا آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟ مهره ها حدس زدند حتما از پیچ معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مهره این بود که « عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی. از پیچ خوب مواظبت کن و به او بگو مهره همیشه عاشقت بود.» قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند انکرا بولت فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. مهره من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیش مرگ پیچ شد و او را نجات داد، این صادقانه ترین و بی ریاترین راه مهره برای بیان عشق خود به پیچ و من بود.

(Visited 164 times, 1 visits today)
درباره پارس متال

سایت ما: پارس متال ادرس تلگرام ما: ادرس کانال ما : parsmetalbm ادرس اینستگرام ما: parsmetalbm

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A